اولین سالگرد نفسم (1)
عزیزم یک سال گذشت وتوبزرگ و بزرگتر شدی.چقدر دلم برای این روزها,برای شیطنت هاودلبریهات تنگ میشه.پارسال این موقع چقدردلم می خواست که این یکسال زودتموم بشه وپای کوچولوت زودتر خوب بشه و بتونی روی پای خودت بایستی.الان اون لحظه شیرین رسیده و شما روی پاهای خودت به راحتی میایستی.خدارو شکر میکنم به خاطر این همه نعمت و این همه مهربونی که نمیذاره هیچ بنده ایش ناراحت بمونه. شما الان دیگه برای خودت آقایی شدی.مثل فشنگ چهاردست و پامیری.با کمک از درو دیوار و وقتی که دستت رو بگیریم راه میری .(اما هنوز یکم ازمستقل راه رفتن می ترسی).توی رقصیدن خیلی پیشرفت کردی و مدل رقصیدنت با آهنگهای ایرانی وخارجی فرق داره.بای بای می...




