پارساپارسا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

بهترین هدیه خدا

پارک ساعی و 30 ماهگیت

14 تیر به مناسبت 30 ماهگی پسرم تصمیم گرفتیم به پارک ساعی بریم تا به پارسا خوش بگذره که خدارو شکر همین اتفاق هم افتاد .پارک ساعی براش خیلی جالب و جذاب بود.البته قبلا یکبار دیگه هم رفته بود ولی اون موقع خیلی خیلی کوچولو بود. خدایا 30 ماهه که به خاطر وجود پر برکت پارسا شیرینی زندگی رو بیشتر چشیدم.با تمام وجودت ازت ممنونم. اینم پارسا و آقای ساعی: پارسا در حال نگاه کردن به حیوانات   پدرو پسر درحال رفتن به سمت زمین بازی ایشالا همیشه بهت خوش بگذره عزیززززززززززززززم   ...
18 تير 1393

کوتاهی مو

سلام سلام. من و پارسا با یک عالمه عکس جدید با قیافه جدید از پسرم اومدیم: موهای گل پسرم دیگه خیلی بلند شده بود و برخلاف میلم که عاشق موهای بلندش هستم به خاطر اینکه هوا خیلی گرمه و گل پسرم اذیت نشه تصمیم گرفتم ببرمش برای سومین بار آرایشگاه تا موهاش رو کوتاه کنند.اما این بار با بابای مهربونش بردیمش به آرایشگاه باربرسنتر در مجتمع بوستان که هم بازی کنه و هم موهاش کوتاه بشه تا یک وقت بهش بد نگذره.خیلی پسر خوبی بود کاملا ساکت و آروم نشست تا موهاش رو کوتاه کنند.صندلی های آرایشگاه به شکل ماشین بود .تمام وسایلشون بچه گونه بود.کارتون و موزیک هم پخش میکردند.آقایون آرایشگر هم کاملا با حوصله کار می کردند.البته بگما بعضی از نینی ها گری...
15 تير 1393

برای تو که .....

از وقتی که مامان شدم به پسرم خیلی محبت می کنم.اونقدری که بزرگ شدبا عشقش مثل یک پرنسس رفتارکنه تا جفتش بفهمه که پسرم تو دستای یک ملکه بزرگ شده ! روزا دستاش رو می گیرم و چنان با محبت بغلش می کنم که بغل کردن عاشقونه رو با تمام وجودش یاد بگیره! بهش یاد میدم که هیچ وقت دل کسی رو نشکونه چون دیگه نمیتونه ترمیمش کنه! براش کادوهای کوچیک بامعنی میخرم تا کادو دادن به آدمهایی که دوسشون داره بشه فرهنگش! همه این کارهارو میکنم به خاطر اینکه یک مرد با محبت دیگه مثل پدرش به این دنیا اضافه بشه.     ...
3 تير 1393

29 ماهگی پسرم

این روزها پارسا خیلی خیلی آقاتر از قبل شده.خیلی شیرین زبونتر شده.یه عالمه شعر بلد شده بخونه.برای هرکاری اجازه میگیره.هرچیزی رو که ندونه سوال میکنه.و از همه مهمتر خیلی خیلی قشنگ بلده با زبون بازی خواستش رو عنوان کنه.چند روز پیش براش چندتا بازی فکری و کتاب تقویت هوش خریدم که پسر باهوشم خیلی خوب تونست از پس همشون بربیاد. اینم پسرم که برای مراسم تولد مامانش آماده شده:     اینم آقا پارسا و پسرعموش مهدیار درحال بازی با گوشی ابنم پارسا و بازیهاش ...
3 تير 1393

اوشون فشم

سلام سلام با کلی تاخیر: تعطیلات خرداد به همراه خاله اینا رفتیم به اوشون فشم.جای همتون خالی. به پارسا که خیلی خوش گذشت.حسابی هرکای دلش خواست کردو بازی کرد.البته بگما برگشتنه به ترافیک شدید جاده خوردیم .ولی چون پارسا اذیت نشد ماهم اذیت نشدیم. اینم عکسهای اون روز پارسا: ...
3 تير 1393

اولین تا’تر من

درروز 28 اردیبهشت سال 93 پارسا جونم اولین نمایش زندگیش رو به همراه مامان نورا رفت.خاله نسرین(خاله مامان)  که خودش در حوزه هنری است برای پارسا یک صندلی vip در ردیف جلو در نظر گرفته بود برای همین پارسا از دیدن تاءتر بیشتر لذت برده بود چون جلوی جلو بود. از مامان مهربونم و خاله عزیزم که تدارک تفریح کردن پارسا رو دیدند واقعا ممنونم. اینم عکسای اون روز:   اینم پارسا پشت میز خاله نسرین در حال ریاست: ایشالا همیشه بهت خوش بگذره پسرم. ...
8 خرداد 1393

روز پدر

روز پدر را به همه پدران به خصوص بابای خوب خودم و همسرعزیزم که بهترین بابای دنیاست برای پارسا جون تبریک می گم.   ...
25 ارديبهشت 1393

اولین شمال 93

امسال به همراه خانواده بابا مجتبی یک مسافرت دوروزه به شمال داشتیم و مهمان خونه خاله نرگس(خاله بابا) بودیم که خیلی خیلی زحمت کشیدند.پارسا مثل همیشه ازدیدن دریا خیلی خیلی ذوق زده شده بود.لب ساحل خیلی بهش خوش گذشت .هرکاری که می خواست کرد.وقتی بردیمش خونه تا توی گوشهاش هم شن بود. توی این سفر پارسا برای اولین بار سوار تله کابین هم شد که خیلی خوشش اومده بود و وقتی پیاده شدیم یک نفس می گفت : (دوبایه) به تله کابین هم می گفت: (هلکوپتر) اینم عکسای پسرم در شمال: فدای اون خندهات عزیزم: اینم عکسهای تله کابین: ...
25 ارديبهشت 1393

اولین باغ وحش

سلام سلام. ما اومدیم با عکسای جدید: پسرم در تاریخ 17 اردیبهشت برای اولین بار به همراه مامان نورا به باغ وحش رفت.البته من سعادت نداشتم همراهشون باشم .آخه سرکار بودم.ولی مثل اینکه بهشون خیلی خیلی خوش گذشته بود و پارسا ازدیدن حیوانات خیلی ذوق زده شده بود.از اون روز همش فیلم های باغ وحش رو میزاره و تماشا میکنه .اسم همه حیوانات رو هم کامل تر یاد گرفته.فدای اون هوشت بشم عزیزم.دست مامان نورا درد نکنه که انقدر برات وقت میذاره. اینم مراسم ناهار در وسط دریاچه: ایشالا همیشه شادو خوشحال باشی پسرم.   ...
25 ارديبهشت 1393